مرتضى مطهرى

42

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

بگيرد ؟ ! كدام منبع به قدر اسلام مىتواند الهام بخش ابوذرها براى قيام در برابر جبارهايى مانند معاويه باشد ؟ ! . عين آن جريان را در موضوع عرفان مىبينيم . مستشرقين در جستجوى منبعى غير از اسلام هستند كه الهام بخش معنويتهاى عرفانى باشد و اين درياى عظيم را ناديده مىگيرند . آيا مىتوانيم همهء اين منابع را اعمّ از قرآن و حديث و خطبه و احتجاج و دعا و سيره انكار كنيم براى آنكه فرضيهء بعضى از مستشرقين و دنباله روهاى شرقى آنها درست درآيد ؟ ! خوشبختانه اخيراً افرادى مانند نيكلسون انگليسى و ماسينيون فرانسوى كه مطالعات وسيعى در عرفان اسلامى دارند و مورد قبول همه هستند ، صريحاً اعتراف دارند كه منبع اصلى عرفان اسلامى قرآن و سنت است . با نقل جمله‌هايى از نيكلسون اين درس را پايان مىدهيم . وى مىگويد : در قرآن مىبينيم كه مىگويد : خدا نور آسمانها و زمين است « 1 » ، او اولين و آخرين مىباشد « 2 » ، هيچ خدايى به غير او نيست « 3 » ، همه چيز به غير او نابود مىشود « 4 » ، من در انسان از روح خود دميدم « 5 » ، ما انسان را آفريديم و مىدانيم روحش با او چه مىگويد زيرا ما از رگ گردن به او نزديكتريم « 6 » ، به هركجا رو كنيد همان جا خداست « 7 » ، به هركس خدا روشنى ندهد او به كلى نور نخواهد داشت « 8 » . محققاً ريشه و تخم تصوف در اين آيات است و براى صوفيان اولى قرآن نه فقط كلمات خدا بود ، بلكه وسيلهء تقرب به او نيز محسوب مىشد . به وسيلهء عبادت و تعمّق در قسمتهاى مختلفهء قرآن ، مخصوصاً آيات مرموزى كه مربوط به عروج « معراج » است ، متصوفه

--> ( 1 ) اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . ( 2 ) هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ . ( 3 ) لا إِلهَ إِلَّا هُوَ . ( 4 ) كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ . ( 5 ) وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي . ( 6 ) وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ . ( 7 ) فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ . ( 8 ) وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ .